تبليغاتX
به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

رویای یخی

یکی را دوست میدارم

نایت اسکین

یکی را دوست میدارم ولی او باور ندارد.

یکی را دوست میدارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم

و لحظات سرد زندگی را با گرمای عشق او میگذرانم.

کسی را دوست میدارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمیتوانم دستانش را بفشارم.

یکی را دوست میدارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد.

یکی را دوست میدارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست.

یکی را برای همیشه دوست میدارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا!

کسی که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم.

یکی را تا ابد دوست میدارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید

 و ندانست که او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است .

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست میدارم ، کسی که نگاه عاشقانه مرا ندید

و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود .

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست میدارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش نگاه نکرد

 که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم .

کسی را دوست میدارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم

 برای من عزیزترین است.یکی را دوست میدارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد.

نمیداند که چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است .

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست میدارم.

کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا دارد.

یکی را بیشتر از همه کس دوست میدارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی نیز دوست نمیدارد.

یکی را دوست میدارم…

با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما…

من دیوانه تنها او را دوست میدارم.

(مهدی لقمانی)

نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 3:45 PM  توسط فریما  | 

رویا

 

نایت اسکین

 

باز من ماندم و خلوتی سرد

خاطراتی ز بگذشته ای دور

یاد عشقی که با حسرت و درد

رفت و خاموش شد در دل گور 

روی ویرانه های امیدم

دست افسونگری شمعی افروخت

مرده ای چشم پر آتشش را

از دل گور بر چشم من دوخت

 ناله کردم که ای وای ، این اوست

در دلم از نگاهش ، هراسی

خنده ای بر لبانش گذر کرد

کای هوسران ، مرا می شناسی

قلبم از فرط اندوه لرزید

وای بر من ، که دیوانه بودم

وای بر من ، که من کشتم او را

وه که با او چه بیگانه بودم

او به من دل سپرد و به جز رنج

کی شد از عشق من حاصل او

با غروری که چشم مرا بست

پا نهادم به روی دل او

 

 

من به او رنج و اندوه دادم

من به خاک سیاهش نشاندم

وای بر من ، خدایا ، خدایا

من به آغوش گورش کشاندم

در سکوت لبم ناله پیچید

شعله ی شمع مستانه لرزید

چشم من از دل تیرگی ها

قطره اشکی در آن چشم ها دید

 

همچو طفلی پشیمان دویدم

تا که در پایش افتم به خواری

تا بگویم که دیوانه بودم

می توانی به من رحمت آری 

دامنم شمع را سرنگون کرد

چشم ها در سیاهی فرو رفت

ناله کردم مرو ، صبر کن ، صبر

لیکن او رفت ، بی گفتگو رفت

وای برمن ، که دیوانه بودم

من به خاک سیاهش نشاندم

وای بر من ، که من کشتم او را

من به آغوش گورش کشاندم

 

شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےفروغ فرخزاد

 

 نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 4:20 PM  توسط فریما  | 

بلور رویا

نایت اسکین

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدیگر

در روحمان طراوت مهتاب عشق بود

سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ

خامش بر آستانه محراب عشق بود

 

من همچو موج ابر سپیدی کنار تو

بر گیسویم نشسته گل مریم سپید

هر لحظه میچکید ز مژگان نازکم

بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید

 

گویی فرشتگان خدا در کنار ما

با دستهای کوچکشان چنگ میزدند

درعطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود

محراب را زپاکی خود رنگ میزدند

 

پیشانی بلند تو در نور شمع ها

آرام و رام بود چو دریای روشنی

با ساقهای نقره نشانش نشسته بود

در زیر پلکهای تو رویای روشنی

 

من تشنه صدای تو بودم که می سرود

در گوشم آن کلام خوشِ دلنواز را

چون کودکان که رفته ز خود گوش میکنند

افسانه های کهنه لبریزِ راز را

 

آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت

بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ

در سینه قلب روشن محراب می تپید

من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ

 

گفتم خموش آری و همچون نسیم صبح

لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو

اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز

در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو

(فروغ فرخزاد)

 نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 12:19 PM  توسط فریما  | 

ای ستاره ها

 نایت اسکین

 

ای ستاره ها که بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابرها

بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

 

آری این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره می کنم

ای ستاره ها اگر به من مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاره می کنم

با دلی که بوئی از وفا نبرده است

جور بیکرانه و بهانه خوشتر است

در کنار این مصاحبان خود پسند

ناز و عشوه های زیرکانه خوشتر است

 

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مُرد؟

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مُرد؟

جام باده سرنگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سرنهاده ام که در میان این سطور

جستجو کنم نشانی از وفای او

 

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

از دو روئی و جفای ساکنان خاک

کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها، ستاره های خوب و پاک

من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست

تا که کام او ز عشق خود روا کنم

لعنت خدا به من اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقانِ با وفا کنم

 

ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

سر به دامن سیاه شب نهاده اید

ای ستاره ها کز این جهانِ جاودان

روزنی بسوی این جهان گشاده اید

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها، چه شد که او مرا نخواست؟

ای ستاره ها، ستاره ها، ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

 

فروغ فرخزاد

 نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 4:41 PM  توسط فریما  | 

جهنم سرگردان

نایت اسکین

شب را نوشيده ام

و بر اين شاخه هاي شكسته مي گريم.

مرا تنها گذار

اي چشم تبدار سرگردان!

مرا با رنج بودن تنها گذار.

مگذار خوابِ وجودم را پرپر كنم.

مگذار از بالشِ تاريك تنهايي سر بر دارم

و به دامن بي تار و پود رؤياها بياويزم.

 

سپيدي هاي فريب

روي ستون هاي بي سايه رجَز مي خوانند.

طلسم شكسته خوابم را بنگر

بيهوده به زنجير مرواريدِ چشمم آويخته.

او را بگو

تپش جهنمي مست!

او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام.

نوشيده ام كه پيوسته بي آرامم.

جهنم سرگردان!

مرا تنها گذار.

سهراب سپهري

نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 4:46 PM  توسط فریما  | 

ترس

 

نایت اسکین 

شب تیره و ره دراز و من حیران

فانوس گرفته او به راه من

بر شعله ی بی شکیبِ فانوسش

وحشت زده می دود نگاه من

 

بر ما چه گذشت؟کس چه می داند

دربستر سبزه های تَر دامان

گویی که لبش به گردنم آویخت

الماس هزار بوسه ی سوزان

 

بر ما چه گذشت؟کس چه می داند

من او شدم...او خروش دریاها

من بوته ی وحشی نیازی گرم

او زمزه ی نسیم صحراها

 

من تشنه میان بازوان او

همچون علفی ز شوق روییدم

تا عطر شکوفه های لرزان را

در جام شبِ شکفته نوشیدم

 

باران ستاره ریخت بر مویم

از شاخه ی تک درخت خاموشی

در بستر سبزه های تَر دامان

من ماندم و شعله های آغوشی

 

می ترسم از این نسیم بی پروا

گر با تنم این چنین در آویزد

ترسم که ز پیکرم میان جمع

عطر علف فشرده بر خیزد!

 

فروغ فرخزاد 

نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 2:41 AM  توسط فریما  | 

برگورلیلی

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین

 

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های راز

آخر مرا شناختی ای چشم آشنا

چون سایه دیگر از چه گریزان شوم ز تو

من هستم آن عروس خیالات دیرپا

چشم منست اینکه در او خیره مانده ای

لیلی که بود؟قصه ی چشم سیاه چیست؟

در فکر این مباش که چشمان من چرا

چون چشمهای وحشی لیلی سیاه نیست

در چشمهای لیلی اگر شب شکفته بود

در چشم من شکفته گل آتشین عشق

لغزید بر شکوفه ی لبهای خامشم

بس قصه ها ز پیچ و خم دلنشین عشق

در بندِ نقش های سرابی و غافلی

برگرد...این لبان من،این جام بوسه ها

از دام بوسه راه گریزی اگر که بود

ما خود نمی شدیم چنین رام بوسه ها

آری...چرا نگویمت ای چشم آشنا

من هستم آن عروس خیلات دیرپا

من هستم آن زنی که سبک پا نهاده است

برگور سرد و خاموش لیلی بی وفا

 

فروغ فرخزاد

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین 

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:17 PM  توسط فریما  | 

غمی غمناک

نایت اسکین

شب سردی است،و من افسرده.

راه دوری است،و پایی خسته.

تیرگی هست و چراغی مرده.

 

می کنم تنها از جاده عبور،

دور ماندند ز من آدم ها.

سایه ای از سر دیوار گذشت،

غمی افزود مرا بر غم ها.

 

فکر تاریکی و این  ویرانی

بی خبر آمد  تا با دل من

قصه ها ساز کند پنهانی.

 

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر،سحر نزدیک است.

هر دم این بانگ بر آرم از دل

وای،این شب چقدر تاریک است!

 

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

 

مثل این است که شب نمناک است.

دیگران را هم غم هست به دل،

غم من لیک،غمی غمناک است.

(سهراب سپری) 

نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 2:44 AM  توسط فریما  | 

وداع

 نایت اسکین

می روم خسته  و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

بخدا می برم از شهر شما

دل شوریده و ویرانه ی خویش

 

می برم،تا که در آن نقطه ی دور 

شستشویش دهم از  رنگِ گناه 

شستشویش دهم از لکه ی عشق 

زین همه خواهش بی جا و تباه 

می برم تا ز تو دورش سازم

ز تو،ای جلوه ی امیدِ محال

می برم زنده به گورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله می لرزد،می رقصد اشک 

آه،بگذار که بگریزم من 

از تو،ای چشمهی جوشان گناه 

شاید آن به،که بپرهیزم من 

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم،صد افسوس

که لبم باز به آن لب نرسید

 

عاقبت بندِ سفر پایم بست 

می روم،خنده به لب،خونین دل 

می روم،از دل من دست بردار 

ای امید عبثِ بی حاصل 

(فروغ فرخزاد)

 نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 9:53 AM  توسط فریما  | 

گمگشته

    نایت اسکین

 

من به مردی وفا نمودم و او


پشت پا زد به عشق و امیدم


هر چه دادم به او حلالش باد


غیر از آن دل که مفت بخشیدم


دل من کودکی سبک سر بود


خود ندانم چگونه رامش کرد


او که می گفت دوستت دارم


پس چرا زهر غم به جامش کرد


اگر از شهد آتشین لب من


جرعه ای نوش کرد وشد سرمست

 

حسرتم نیست ز آنکه این لب را


بوسه های نداده بسیار است


باز هم در نگاه خاموشم


قصه های نگفته ای دارم


باز هم چون به تن کنم جامه


فتنه های نهفته ای دارم


بازهم می توان به گیسویم


چنگی از روی عشق و مستی زد


باز هم می توان در آغوشم


پشت پا بر جهان هستی زد


باز هم می دود به دنبالم


دیدگانی پر از امید و نیاز


باز هم با هزار خواهش گنگ


می دهندم به سوی خویش آواز


باز هم دارم آنچه را که شبی


ریختم چون شراب در کامش


دارم آن سینه را که او می گفت


تکیه گاهیست بهر آلامش


ز آنچه دادم به او مرا غم نیست


حسرت و اضطراب و ماتم نیست


غیر از آن دل که پر نشد جایش


بخدا چیز دیگرم کم نیست


کو دلم کو دلی که برد و نداد


غارتم کرده ، داد می خواهم


دل خونین مرا چه کار آید


دلی آزاد و شاد می خواهم


دگرم آرزوی عشقی نیست


بیدلان را چه آرزو باشد


دل اگر بود باز می نالید


که هنوزم نظر به او باشد


او که از من برید و ترکم کرد


پس چرا پس نداد آن دل را


وای بر من که مفت بخشیدم


دل آشفته حال غافل را

 

فروغ فرخزاد

نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 12:59 PM  توسط فریما  | 

زندگی

نایت اسکیننایت اسکین

زندگی رسم خوشایندی است

 

زندگی بال و پری با وسعت مرگ

 

پرشی دارد به اندازه ی عشق

 

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

 

زندگی مجذورآیینه است

 

زندگی گل بتوان ابدیت

 

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما

 

زندگی هندسه ی ساده یکسان نفس ماست

 

(سهراب سپهری)

 نایت اسکیننایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 2:19 PM  توسط فریما  | 

گناه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

گنه کردم گناهی پر ز لذت


درآغوشی که گرم و آتشین بود

 
گنه کردم میان بازوانی

 
که داغ و کینه جوی و آهنین بود


در آن خلوتگه تاریک و خاموش

 
گنه کردم چشم پر ز رازش

 
دلم در سینه بی تابانه لرزید


ز خواهش های چشم پر نیازش

 
در آن خلوتگه تاریک و خاموش


پریشان در کنار او نشستم

 
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت


ز اندوه دل دیوانه رستم


فروخواندم به گوشش قصه عشق

 
ترا می خواهم ای جانانه من

 
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش


ترا ای عاشق دیوانه من


هوس در دیدگانش شعله افروخت


شراب سرخ در پیمانه رقصید


تن من در میان بستر نرم


بروی سینه اش مستانه لرزید


گنه کردم گناهی پر ز لذت


کنار پیکری لرزان و مدهوش


خداوندا چه می دانم چه کردم


در آن خلوتگه تاریک و خاموش

(فروغ فرخزاد)

 

  

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 12:47 PM  توسط فریما  | 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

 

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم


با
کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

 

اندوه من انبوه تر از دامن الوند


باشکوه تر از کوه دماوند غرورم

 

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است


تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

 

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش


تو
قاف قرار من و من عین عبورم

 

بگذار به بالای بلند تو ببالم


کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

 

(سهراب سپهری)

 

+ نوشته شده در  ساعت 4:51 PM  توسط فریما  | 

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی           جز سرزنش و بد سری خار چه دیدی؟

 

 ای لعل دل افروز تو با این همه پرتو            جز مشتری سفله به بازار چه دیدی؟

 

 رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت      غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟

 

 (  پروین اعتصامی  )    

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com

+ نوشته شده در  ساعت 1:42 PM  توسط فریما  | 

 

 نایت اسکین

نبودی بی تو پنهان گریه کردم

 

 

تو را دیدیم و خندان گریه کردم

 

 

برای اینکه اشکم را نبینی

 

 

زیر باران گریه کردم

 

 

گفتی بزرگ ترین آرزویت چیست؟ 

 

 

گفتم:برآورده شدن آرزوی تو! 

 

 

افسوس نمی دونستم، 

 

 

که آرزوی تو جداییمان بود!!

 

  نایت اسکین 

+ نوشته شده در  ساعت 10:44 PM  توسط فریما  | 

قصه ی بی پایان

ღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღ

 

قصه ی بی پایان 

 

 

يك سال نقش فاصله هامون سکوت بود

 

شاید برای حرف زدن از عشق زود بود

 

ای کاش قفل سخت سکوت تو می شکست

 

یا در نگاه سرد تو خورشيد می نشست

 

من موج خسته بودم و تو ساحلم شدی

 

با یک نگاه ساکن شهر دلم شدی

 

اکنون ولی به ساحل باور رسیده ام

 

دیگر گذشت فصل و به آخر رسیده ام

 

آری کویر تشنه به باران نمی رسد

 

این قصه تا ابد به پایان نمی رسد...

 

ღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღღ

 

+ نوشته شده در  ساعت 4:23 PM  توسط فریما  | 

 

       تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com                   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com               تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://www.roozgozar.com               

ای روزهای خوب که در راهید

 

 

ای جاده های گم شده در مه!

 

 

ای روزهای سخت ادامه!

 

 

از پشت لحظه ها به در آیید!

 

 

ای روز آفتابی

 

 

ای مثل چشمه های خدا آبی!

 

 

ای روز آمدن

 

 

ای مثل روز آمدنت روشن

 

 

این روزها که می گذرد هر روز

 

 

در انتظار آمدنت هستم!

 

 

اما...

 

 

با من بگو که آیا من نیز

 

 

در روزگار آمدنت هستم؟

 

 

(قیصر امین پور)

 

+ نوشته شده در  ساعت 1:55 PM  توسط فریما  | 

vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

 

شیرین و فرهاد

 

گفتم:تو شیرین منی!

گفتا:

تو فرهادی مگر؟

گفتم:خرابت میشوم!

گفتا:

تو آبادی مگر؟

گفتم:ندادی دل به من!

گفتا:

تو جان دادی مگر؟

گفتم:فراموشم نکن!

گفتا:

تو در یادی مگر؟

 

vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv

 

+ نوشته شده در  ساعت 6:47 PM  توسط فریما  | 

خدايا...

نایت اسکین

خدایا...

 

 شاهد تنهایی ام باش ببین غم ها و تنها ناجی ام باش

 

 پر پرواز من امروز بسته تو بگشا و در آزادی ام باش

 

 چراغ کلبه ام کم سو و تار است به نور خود چراغ

 

 هستی ام باش اسیر موج های تند خشم ام

 

 تو آرام دل دریایی ام باش دل صادق خریداری ندارد

 

 تو خواهان صفای ذاتی ام باش

 

 در این آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزانی ام باش

نایت اسکین

+ نوشته شده در  ساعت 1:43 PM  توسط فریما  |